اینکه ده روز نبودم ، اتفاقیه که واقعا خودم هم منتظرش بودم. کاملا حدس میزدم که یه مدت پا شم برم تو لاک خودم ، به این خاطر که میخوام به چالشهام برسم. واقعا از این موضوع متاسفام. یه وقتایی اونقد انجام این چالشها برام دردسر ساز میشد که اصلا خودمم نمیتونسم و نمیخواستم بهشون عمل کنم.غافل از اینکه دقیقا همین اتفاقای کوچیک و بامزه ان که میتونن آروم آروم به عادت هامون تبدیل بشن.
خبر خوب اینکه من دوباره با چالشهام آشتی کردم. و میخوام از این به بعد با نظم بهتری بهشون رسیدگی کنم.
چالش لاغری:( 13 کیلو مونده )
باورتون میشه ؟ من با همین آب خوردن ساده و پیاده روی های تفریحی تونسته باشم 1 کیلو کم کرده باشم ؟ فوق العاده است... عاشقشم.
چالش زبان ( 1557 کلمه مونده ، 293 پادکست ، 10 تا درس، 50 آزمون گرامر هم مونده ):
تو این مدت اتفاقای خیلی باحال دیگه ای هم رخ داد مثل اینکه من یه گروه آموزشی زبان با همکلاسی هام تشکیل دادم. حال میکنم انقد همه باحال و اکتیو شدن، فکر میکنم این خیلی مهمه که من به شخصه و تنهایی مسیر رو شروع کردم و هم سفرها هم یکی یکی سرو کله اشون پیدا شد. :)
چالش کتاب( 11 کتاب مونده) :
خیلی باحاله نه ؟ من کتاب شجاعت رو تموم کردم و حالا دارم یه کتاب دیگه میخونم: "توصیه های پدر پوادار قبل از ترک شغلتان " از رابرت کیوساکی. خیلی تلاش میکنم که مطالبشو خوب یاد بگیرم چون واقعا کتاب مفید و تاثیر گذاریه . احتمالا خلاصه صوتی اون رو هر روزی که میخونم منتشر کنم . اینجوری میتونه خیلی بهترباشه و وقت کمتری ازم بگیره.
راستی به دفتر جدیدمون هم نقل مکان کردیم. حالم عالیه و میدونم دنیا هم به این حس من پاسخ مثبتی میده .
دوستون دارم خدافظ
روزهای من...
ما را در سایت روزهای من دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 48