چالش لاغری (14 کیلو مانده ) :
قبل از هر وعده غذایی دارم یک لیوان آب می خورم و چی از این بهتر که با یه احساس سیری میشینم سر غذا. این عادت خیلی خوبه و دوست دارم جزو عادتهای خوبی بشه که هرروز اونو انجام میدم. و پیاده روی هرروزه ، که هرروز اونو با دیویدن هم همراهش میکنم.
چالش زبان (1844 کلمه ، 298تا پادکست ، 50 تاآزمون گرامر و 10 تا درس زبان مونده ) :
دیشب با کاتدار کلمه هامو مرور میکردم به ذهنم رسید که حتما باهرکدوم حداقل یه جمله کار کنم تا به استفاده اونها بیشتر عادت کنم .
i cajoled my self to learn a sentence for each word, by making a vision of having a fluence speaking for myself.
همین دیگه ... از دستاوردهای دیشب کلمه cajole بود.
یکی از اپ های خوبی که میتونید برای یادگیری زبان میتونید استفاده کنید، BBC Learning English است . میتونید از Play Store دانلود کنین و آیفون دارا رو ببخشید اطلاع ندارم :)

توی این اپ هر روز با موضوعات خیلی متنوعی برخورد میکنین که در موردش پادکست درست شده . یکی از بخش های جذاب اون پادکستهای 6 دقیقه ایشه . خیلی روون و راحته . متن پادکست هم داخل اچ گذاشته شده و همزمان میتونید اونو ببینید. البته یادتون باشه بهترین حالت گوشت دادن به یک پادکست، اینهکه اول بهش گوش بدین خیلی خوب و بعدن متنشو همزمان با خوندن مجریش بخونید. وبعدش دوباره سعی کنید همزمان با خوندن اون تکرار کنین. یادتون نره حتما با اصطلاحای جدیدش جمله بسازید .
some times they admit(admit to : when you say something is true, even if it might make you look a little bit bad) that actually they're not that keen, but their parent wants a baby, so they're kinda going along with it(to go along with it , when you agree to do some thing even if you are not keen on it) .
some fathers are disiplinarians( they have strict rules and they give out punishments ).but these days more fathers are hands-on(which means they are very much involved in looking after and bringing up their children).
چالش کتاب( 12 کتاب مونده ) :
دیروز یه فصل دیگه رو از کتاب شجاعت خوندم در مورد رهایی عاطفی بود . بینظیر بود . بارها از اینور و اونور خونده بودم که باید چیزی روکه نمیتونی تغییر بدی ، بپذیری . اما هیچ وقت نمیدونستم این پذیرش چه جوریه ... زوایای اونو باید شناخت و تاثیراتی که رومون داشته اینکه ما چه نقشی در ایجاد اونها داشتیم، حالا ببینیم در کنار ضربه هایی که بهمون زده چه موهبتهایی داشته و حالا این میشه رهایی عاطفی. چی از این بهتر که راحت و رها باشیم .... سنگها و آلام گذشته رو رها کنیم و سبک بال به راهمون ادامه بدیم .
باید ایمان داشته باشیم که هر پدیده ای در جهان هستی ، هدایتگر ما به سوی جایگاهی رفیع تر در زندگی است . باید بپذیریم چنانچه الگوی رفتاری ما برگرفته از احساساتی باشد که قادر نیستیم به آنها اقرار کنیم یا آنها را درک نماییم ، همواره آن الگو را تکرار خواهیم کرد. باید بهانه هایمان ، توجیه ها ، استدلال ها و ترسی را که آنها را پدید آورده ایست رها کنیم . باید بپذیریم که روش در برگرفتن به جای رها کردن ، روزگار خود را طی کرده است و آنگاه مشتاقانه خود را تسلیم پشت سرگذاشتن این تجربییات نماییم . با این بنیان «بازسازی شده » می توانیم با اعتماد به نفس ، مسئولیت تام سهیم بودن در خلق زندگی های مان را به عهده بگیریم و دروازه ی رهایی عاطفی را به روی خود بگشاییم.
صفحه 112
روزتون بخیر عزیزان
با این آهنگی که موقع تایپ این مطلب دارم گوش میدم ...
برچسب:
نویسنده: ماهان قاسمی